ميرزا حسن حسينى فسايى

568

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

مستوفيان عظام ، شرف‌اندوز حضور مبارك شاهنشاهى مىگرديد و بعد از سالى او را به ايالت ممالك موضوعه از هندوستان سرافرازى داده ، تا آخر زمان زندگانى نادر شاه برقرار بود و بعد از تسخير شيراز و حصول آن مصائب ، در شهر و بلوكات ، وباى شديدى روى داد كه در شيراز به حسب شماره موازى 14 هزار نفر رهسپر سفر آخرت شدند « 1 » به مثل مشهور آنچه از دزد ماند به فالگير رسيد . اين شرح بىنهايت كز حسن يار گفتم * حرفى است كز هزاران اندر عبارت آمد و به گمان منجمان ظهور اين قضايا ، از تأثير ستاره دنباله‌دارى بود كه در برج سنبله يك ماه پيشتر ، نمايان بود ، براى آنكه گفته‌اند طالع شهر شيراز را برج سنبله قرار داده‌اند . « 2 » » و در همين سال [ 1157 ] : حكومت فارس به مير حسين بيك ، داروغه اردو بازار عنايت گرديد « 3 » و بعد از ورود به شيراز محمد حسين خان حرامزاده با او بناى كاوش را گذاشته ، او را مقصر ساخت . و در اواخر همين سال [ 1157 ] : فرمان قتل او را صادر كرده ، او را كشتند . « 4 » و عيد نوروز سال اودئيل در پانزدهم ماه صفر سال 1158 : اتفاق افتاد « 5 » و در اوايل اين سال ، حاتم خان كردبادلو « 6 » به ايالت مملكت فارس معين گشته ، بعد از زمانى وارد شيراز گرديد و چند ماهى به حسن سلوك ، آزرده‌خاطران شيرازى را استمالت نمود و ميرزا محمد حسين - شريفى متولى آستانه حضرت شاه‌چراغ كه تمامت اهل فارس به بزرگى او اقرار داشتند ، برحسب امر نادرى به احترام تمام روانه اردوى اعلى گشته ، در نواحى شكى شرفياب حضور و الا شده ، مورد عنايت گرديد . « 7 » و چون اخبار متواتر مىرسيد كه از دولت عثمانيه ، يكن محمد پاشا « 8 » وزير اعظم ، به سرعسكرى منصوب و ده پانزده نفر پاشايان ديگر و ازدحام بيحد از جانب ارزنة الروم « 9 » و قارص و چندين فوج ديگر از جانب دياربكر و موصل هريك به جانبى از ايران معين گشته ، مىآيند ، اعليحضرت - شاهنشاهى ، شاهزاده نصر اللّه ميرزا را با چند فوج مأمور به دياربكر فرمود و موكب و الا در پنجم رجب « 10 » به عزم مقاتله با سرعسكران روميه نهضت نمود و در نهم اين ماه « 11 » در دو فرسخى ايروان نزول نمود و يكن محمد پاشا سرعسكر با صد هزار نفر سواره و چهل هزار نفر پياده ينگچرى « 12 » در

--> ( 1 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 18 . ( 2 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 18 . ( 3 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 18 . ( 4 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 18 . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 406 . ( 6 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 19 . ( 7 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 19 . ( بندگان صاحبى ام را به اردوى معلى بردند ) . ( 8 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 406 . ( 9 ) . در متن : ( ارزن الروم ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 407 . ( 10 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 407 . ( 11 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 407 . ( 12 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 408 .